تبليغاتX
جنگلبان
(گفتارهایی درباره ی طبیعت)

بالاخره با همراهی دوستان عزیز، نامه ی کمیته ی دانشجویی انجمن جنگلبانی در روزنامه ی اعتماد ملی چاپ شد. هدف اولیه ی ما از چاپ مطلب در یک روزنامه ی رسمی کشور؛ اول این بود که روزنامه مخاطب عام دارد و از این طریق افراد متفاوتی آن را می خوانند و متوجه مي شوند چه بر سر منابعي كه بر اساس قانون، ملي و اموال تك تك آنهاست مي گذرد. از طرف دیگر به دلیل رسمی بودن روزنامه، انتظار عکس العملی از طرف مسولین دستگاه های متولی داشتیم. هدف اول را نمی دانم تا چه حد برآورد شده است، اما هدف دوم را تا جایی که من اطلاع دارم تا حالا عکس العملی نداشته اند. حتي تكذيب هم نكرده اند. (آخه وقتي يكي از دوستان براي تهيه ي گزارش و كسب اطلاع بيشتر از مساله، با مدير كل منابع طبيعي نوشهر و ريس اداره ي محيط زيست صحبت كرده بود؛ انها قضيه را به كلي انكار كرده بودند.) مثل اینکه مسولین محترم آنقدر از این خبرها شنیده اند که مسایل اینچنینی دیگر برای آنها عادی شده است. یا اینکه زهوار کارها چنان در رفته است و خانه از پای بست آنچنان ویران است که به قول آقای دلاور نجفی معاون محیط طبیعی سازمان محیط زیست ’’مگر امام زمان کارها را درست کند.’’ به هر حال:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 22:54  توسط محمد عواطفی  | 

سلام

اول بگم كه بالاخره به سلامتي قراره اقداماتی در مورد جاده ی روستای کهنه ده در دانشكده‌ي منابع طبيعي صورت بگيره كه البته هنوز اصل اين ماجراي كهنه ده در نوبت چاپ در روزنامه است و ما هم مجبوريم چند روز ديگه صبر كنيم و اونوقت اگه نشد كه از طريق روزنامه منتشر بشه مجبوريم از طريق همين وبلاگ ها و با كمك دوستان اقدام كنيم.

دوم بگم كه جواب گوشه‌اي از ناداني خودم رو درباره‌ي اينكه چرا روز نهم شهريور روز يوزپلنگ ايراني است از مطلب دیده بان محیط زیست ایران گرفتم.

سوم: اما مساله‌ي مهمتري كه هست و مدت‌ها است ذهن من رو به خودش مشغول كرده و به نوعي به تجمع پنجم شهريور در مقابل سازمان حفاظت محيط زييست نيز بر مي‌گرده بحت سازمان‌هاي غيره دولتي در مملكت ما است.

مي‌دانيم كه اين سازمان‌ها به عنوان يكي از ملزومات جامعه‌ي مدني و به عنوان ابزاري قوي براي نقد عملكرد دولت‌ها در دنيا شناخته شده‌اند و وظايف‌شان را انجام مي‌دهند. در كشور ما نيز بعد از دوم خرداد سال 1376 و تا حدي باز شدن فضاي سياسي، اين سازمان‌ها به عنوان يكي از بازوهاي دموكراسي براي نقد دولت، به سرعت رشد كردند و البته از قبل از اين تاريخ هم تعداد محدودي از سازمان‌هاي غيره دولتي در كشور ما وجود داشتند كه بهتر است آنها را نيز از قلم نيندازيم.

گرچه اين سازمان‌ها هنوز در كشور ما جوان هستند و به قول معروف راه درازي در پيش داريم اما به نظر مي‌رسد در طول اين مدت نه چندان كوتاه هم تجربيات خوبي در اين زمينه به دست آمده است. که توجه به آنها می تواند راهگشای آینده ی این نهادهای مدنی زیست محیطی باشد. به طور مثال در تجمع مذكور اكثر افراد به صورت مستقل شركت كرده بودند و كمتر شاهد حضور NGOs بوديم. چرا بايد چنين باشد؟ در حالي كه تعداد قابل توجهي از چنين نهادهايي در كشور وجود دارد.

به نظرم جواب اين سوال به نوعي به آسيب‌شناسي سازمان هاي غيره دولتي در ايران بر مي‌گردد و شايد لازم است در اين مورد تحليل‌هاي جدي صورت بگيرد. اما من در اينجا تنها به‌يك مورد اشاره مي‌كنم و اميدوارم ساير دوستان نيز به اين مساله بپردازند و شايد فرصتي شد در آينده هم باز به اين مطلب بپردازم.

مساله اي كه مي‌خواهم بيان كنم اين است كه در كشور ما در فرايند ايرانيزه كردن اين سازمان هاي غيره دولتي، آنها به دولت وابسته شده‌اند و بسياري از آنها به دلايل مختلف از دولت امكانات مالي و غيره مي‌گيرند از بودجه‌هاي كه ساليانه به آنها پرداخت مي‌شود تا طرح هاي رنگارنگي كه به دلايل مختلف با كارفرمايي سازمان هاي دولتي متولي به اين سازمانهاي نقاد دولت واگذار مي‌شود. و تا استخدام اعضاي اين سازمان‌ها در نهادهاي دولتي‌اي كه زمينه‌ي فعاليت اين NGOs هستند. حال چگونه سازماني كه از طريق دولت تامين مي‌شود یا اعضای آن در دستگاهی دولتی مرتبط با موضوع فعالیت خود شاغل هستند یا طرخی به کارفرمایی دستگاه های دولتی را انجام داده اند یا می دهند مي‌تواند وظيفه‌ي اصلي خود به عنوان نقاد دولت را انجام دهد؟ به عنوان مثال بنده در همان تجمع مذكور شنيدم كه‌يكي از دوستان كه به قول خودشان يك سازمان غيره دولتي زيست محيطي دارند فضا را مناسب ديده‌اند و از آقاي دكتر نجفي تقاضاي واگذاري طرح دارند تا بتوانند در اين زمينه فعاليت كنند! حال آيا چنين سازماني مي‌تواند در فردا روزي نقاد سازمان محيط زيست باشد؟ NGO ي كه امروزه مجري طرح سازمان محيط زيست است.

فكر مي‌كنم چنين بلايي گريبان بسياري از سازمان هاي غيره دولتي ما را گفته است. به همين دليل، دوستان عزيز عضو اين سازمان‌ها وظيفه‌ي اصلي خود را فراموش مي‌كنند و در پيچ و خم دنياي مادي گم مي‌شوند. و آنگاه وضعيت زمينه‌ي فعاليت آنها  از جمله محيط زيست چنين مي‌شود كه مي‌بينيم؛ پس يا برگزاري تجمع را اقدامي عبث دانسته و در آن شركت نمي كنند؛ مبادا كه براي آنها هزينه‌اي داشته باشد. يا نمي‌توانند خودشان را نقد كنند چون خود مجري، برنامه‌ريز، مشاور و غيره بوده‌اند، يا اينكه اگر شركت كنند به صورت مستقل شركت مي‌كنند. البته در اينجا قصد تعميم به همه‌ي سازمان‌هاي غيره دولتي را ندارم كه بعضي از انها در راه درست گام بر مي‌دارند و باز هم اين مساله تنها مورد از آسيب هاي سازمان‌هاي غيره دولتي نيست و مي‌توان موارد ديگري نيز به آن اضافه كرد كه آن را به پست هاي بعدي مي‌گذارم.

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 17:8  توسط محمد عواطفی  | 

خودم هم تا چند لحظه پیش که گزارش ایسنا را خواندم نمی دانستم که نهم شهریور روز یوزپلنگ ایرانی است. همینطور از دلایل این نامگذاری در این روز هم خبر ندارم. اما این را حداقل کاری می بینم که می توانستیم در این روز انجام دهیم. گزارش ایسنا را بخوانید.

مرگ "پایا" ، ناقوس انقراض را بار دیگر طنین انداز کرد . آیا فریاد رسی هست ؟

+ نوشته شده در  جمعه نهم شهریور 1386ساعت 18:55  توسط محمد عواطفی  | 

در اعتراض به وضعيت ناگوار زيست محيطي كشور روز دوشنبه در مقابل سازمان حفاظت محيط زيست تجمعي صورت گرفت كه از نظر اين جنگلي اشاره به نكاتي در مورد آن به شرح زير حالب است:

نخست خود گردهمايي و طريقه ي شكل گيري ان كه يكي از نكات مثبت و در عين حال اميدبخش است؛ همانطور كه مي دانيد اين گردهمايي از طريق اطلاع رساني الكترونيكي يعني همين وبلاگ ها و امثالهم شكل گرفت و در آن شركت كنندگاني از ساير استان ها همانند گلستان، گيلان، اصفهان و شايد استان هاي ديگر نيز شركت كرده بودند. از طرفي برپايي تجمع بدون رهبري گروهي خاص صورت گرفت و به بياني هيچ رهبري نداشت و باز هم برپايي، آغاز و انجام كم دردسر آن اميدواري ديگري است.

اما پس از شركت آقاي دكتر نجفي معاون محيط طبيعي و تنوع زيستي سازمان حفاظت محيط زيست در جمع حاضران نيز مسايل ديگري قابل ذكر مي رسد: از جمله

اول: ايشان در ابتداي سخنان خود با اشاره به اينكه محيط زيست ايران آنقدر مشكل دارد كه مگر امام زمان بتواند مشكلات آن را حل كند به بهترين نحو وضعيت بحراني محيط زيست ايران را بيان كردند.

دوم: ايشان قسمت عمده ي دلايل اين امر را موافقت با اجراي طرح هاي مختلف در دولت هاي قبلي بيان كردند و به بياني دولت جديد را از هرگونه خطايي مبرا مي دانستند؛ اما همگان مي دانند كه رشد اقتصادي با محيط زيست تناقضي آشكار دارد و حال كه در دولت جديد تمامي آمارها نشان از رشد اقتصادي شتابمند ما دارد بنابراين تحليل محيط زيست كشور نيز چيز غريبي نيست. اما نكته ي مهم تري كه در اينجا وجود دارد توجه به ماهيت وظايف سازمان متولي محيط زيست كشور است كه وظيفه ي حفاظت از اين ميراث را به عهده دارد. قبول است كه موافقت با اجراي برخي از طرح هايي كه امروزه محيط زيست ما را با فاجعه همراه كرده است در دولت هاي قبلي انجام شده است اما اين مساله نمي تواند در حال حاضر سكوت و بعضا همراهي سازمان را با اقدامات نسنجيده، توجيه كند. شايد در صورت ادامه ي اين روند مسولان آينده نيز مثلا راه اندازي صنايع استخراج نفت در پارك ملي كوير يا پتروشيمي و آلومينيم در تالاب ها يا ساير مناطق حفاظت شده را خطاي سازمان فعلي بدانند. اما اگر بپذيريم كه محيط زيست با رشد اقتصادي تناقض دارد؛ آنگاه براي توقف آن پروژه ها از تمامي ابزارهاي ممكن همانند، همان كساني كه براي اعتراض يك روز خود را جلو سازمان صرف كردند، نيز استفاده خواهيم كرد تا روزي كه اين مرحله ي گذار را پشت سر بگذاريم و به آستانه هاي توسعه برسيم.

سوم: خبرهاي اميدواركننده اي است كه ايشان در اين جمع اعلام كردند خبرهايي مبني بر توقف عمليات اكتشاف نفت در پارك ملي كوير، توقف ساخت جاده ي شاهرود به ساري، تغيير مسير ساخت جاده ي نور ـ بلده ـ گرمابدر به خارج از پارك ملي لار، پيگيري هاي سازمان هاي متولي در خصوص تخلفات صورت گرفته در ساخت اين جاده، توقف اقدامت عمراني در تالاب انزلي و ... . اين جنگلي نيز ضمن استقبال از اين خبرهاي خوب، در مورد تغيير مسير جاده ي نور به تهران، به اين مساله فكر مي كند كه در نامه ي 144 تن از اساتيد و دلسوزان محيط زيست ايران دلايل كافي در مورد توقف ساخت اين جاده، و نه تنها تغيير مسير آن، آمده بود. حال با تغيير مسر جاده ضمن اينكه پارك ملي لار از تبعات ان به دور مي ماند اما هنوز هم جاده از منطقه ي حفاظت شده ي البرز مركزي گذر خواهد كرد و اثرات زيانبار زيست محيطي آن ادامه خواهد يافت.

البته بحث هاي ديگري نيز در مورد اين تجمع وجود دارد كه در پست هاي بعدي به آنها خواهيم پرداخت.

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 21:1  توسط محمد عواطفی  | 

همانگونه که از قبل از طریق وبلاگ ها اعلام شده بود قرار بود در اعتراض به وضعیت نامناسب زیست محیطی کشور روز دوشنبه ساعت ۱۱ در مقابل سازمان حفاظت محیط زیست تجمعی برگزار شود که همانند سایر کارهای ما ایرانیان با نیم ساعت تاخیر و با حضور حدود ۵۰ نفر آغاز شد و در سپس شمار معترضان به بیش از ۱۰۰ نفر رسید و دکتر دلاور نجفی معاون محیط طبیعی سازمان در جمع تجمع کنندگان حضور یافت. خبرهای مرتبط با این تجمع را از لینکهای زیر بخوانید:

خبرگزاری ایسنا

خبرگزاری میراث فرهنگی

خبرگزاری آفتاب

روزنامه ی اعتماد ملی

هومن جنگلی

دیده بان کوهستان

روایت

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 19:49  توسط محمد عواطفی  | 

سلام

راستش این روزها یه حادثه ای که به دلیل کاهلی و ناکارایی مجموعه ای از نهادهای مرتبط با امور منابع طبیعی رخ داده ذهن من رو به خودش مشغول کرده و اون احداث جاده ی روستای کهنه ده از طرف اهالی اون بود که داستان طولانیش رو بعدا حتما خواهید فهمید.

خودم که اولین بار این خبر رو شنیدم برق از سرم پرید و بعد از مدتی فکر کردم چه کار می تونم بکنم. طبیعتا مانند بسیاری دیگر از دانشجویان تصمیم گرفتم که به زعمای قوم مراجعه کنم اما وقتی با برخورد عادی و خونسردی آنها رو به رو شدم تصمیم گرفتم موضوع رو از طریق دوستان وبلاگ نویس از جمله هومن روانبخش و دیده بان محیط زیست ایران پیگیری کنم. فکر می کنم در این روزها که محیط زیست ایران به شدت مورد هجوم قرار گرفته است که از نمونه های ان خشک شدن دریاچه ی بختگان و پارک ملی دریاچه ی ارومیه است و در حالی که نهادهای مرتبط خود شریک دزد شده اند یکی از آخرین تیرهایی که در ترکش علاقه مندان به مادر طبیعت باقی مانده خبر رسانی از طریق وبلاگها است (و من قبلا در جریان مساله ی منطقه ی جنگلی سراوان در استان گیلان به کارایی آنها به عنوان بخشی از نهادهای غیر دولتی پی برده بودم) چون در این صورت حداقل انعکاسی از یک اتفاق که با سرنوشت همه ی ما ارتباط داره صورت می گیره که می تونه برای تغییر مسر اون به یک نیروی به اندازه ی کافی قوی تبدیل بشه. 

فکرم رو با هرمز در میان گذاشتم و همون وقت با هم اقدام به ایجاد دو تا وبلاگ کردیم. هدف اولیه ی ما  اطلاع رسانی درباره ی موضوعات و مسایل محیط زیست ایران هستش و فکر می کنیم این حداقل کاری است که می تونیم انجام بدیم و از جمله ی این کارها اطلاع رسانی درباره ی موضوع کهنه ده که البته به توصیه ی دوستان فعلا داریم از کانال های دیگه کار رو دنبال می کنیم. اما در نهایت درباره ی اون هم مفصل مطلب خواهیم نوشت.

همونطور که هرمز نوشته شروع این کار به دلیل فاجعه ای که در قلب جنگلهای خزری و در جنگل آموزشی و پژوهشی دانشکده ی منابع طبیعی دانشگاه تهران در حال وقوع است خوشایند نیست اما من امیدوارم سرآغازی برای یک حرکت مثبت باشه

این سرآغاز نه چندان کوتاه ما بود امیدوارم دوستان بزرگتر اشتباهات احتمالی و لغزش های مسیر پیش رو را همیشه به ما گوشزد کنند با روی باز پذیرای نظرهایشن هستیم.

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم شهریور 1386ساعت 17:33  توسط محمد عواطفی  |