|
(گفتارهایی درباره ی طبیعت)
|
مثل اینکه آهنگ تحریب محیط زیست کشور که تا حالا غالبا توسط افراد ناآشنا و کم ارتباط با محیط زیست انجام می شد، به سویی می رود؛ که نهادهایی که خود بیشترین رابطه را با محیط زیست دارند و پاسداری و پاسبانی علمی و عملی از آن را به دیگر انسان ها می آموزند، کمر همت به نابودی آن بسته اند. در تازه ترین مورد از این اقدامات، باخبر شدم که دانشکده ی منابع طبیعی و علوم دریایی دانشگاه تربیت مدرس در شهر نور استان مازندران که یکی از معدود لکه های باقی مانده از جنگل های جلگه ای خزر در محوطه ی آن باقی مانده است در اقدامی غیرمسولانه، شروع به ساختن جاده در این لکه، نموده است تا راه دانشجویان را از خوابگاه دانشجویی به محوطه ی آموزشی چند دقیقه ای کوتاه تر نماید. قابل ذکر است که این محوطه، رویشگاه گونه هایی همچون شمشاد و سفیدلت است. که قطع آن ها بر اساس قانون حفاظت از منابع طبیعی و ذخایر جنگلی کشور مصوب سال ۱۳۷۱ ممنوع است. و در آن دانشکده نیز رشته هایی همچون جنگلداری و محیط زیست در حد تحصیلات تکمیلی، دانشجو تربیت می شود.
خوشبختانه، دانشجویان مانع از ادامه ی این عمل شده اند. با حضور مامورین منابع طبیعی و تهیه ی پرونده ی تخلف برای ان دانشکده ی محترم، مسولین علت این اقدام را دانشجویان دانسته و قصد دارند با پرونده سازی، آنها را در کمیته ی دانشجویی تنبیه کنند. من نیز ضمن حمایت از اقدام دانشجویان عزیزی که مانع از ادامه ی این اقدام غیرمسوولانه شده اند. از تمامی دوستان تقاضا دارم، برای خواندن متن کامل خبر و حمایت از اقدام دانشجویان دانشکده ی منابع طبیعی و علوم دریایی دانشگاه تربیت مدرس به وبلاگ آقای هرمز سهرابی مراجعه نمایند.
عرض كنم كه امروز ساعت حدود پنج بعد از ظهر با دوستم رفتيم در شرقي دانشكدهي منابع طبيعي دانشگاه تهران در شهر كرج كه اونجا چايي بخوريم و در اين بين با هم صحبت كنيم و من قصد داشتم كه در مورد نوشتهاي كه قرار بود براي فردا در مورد محيط زيست حاضر كنم با دوستم صحبت كنم و نظرش را بپرسم و احتمالا مطلب بينقصتري را حاضر كنم. دوستاني كه با جغرافياي در شرقي دانشكدهي منابع طبيعي آشنايي دارند؛ ميدانند كه در كنار سوپرماركتي كه خيلي از بچهها براي خريد تنقلات به اونجا مراجعه ميكنند و پشت اون و در كنار ديوار محوطهي دانشكده، كوچهي باريكي هم هست كه بسيار شبيه به يه كوچه باغ است و ما قصد داشتيم اونجا چايمان رو بخوريم؛ در حين صحبتهاي ما دو موتورسوار با لباس نيروي انتظامي و
روزهای تابستان امسال، روزهای خوبی برای محیط زیست ایران نبود. به طوری که هر روزچندین خبر بد از وضعیت زیست محیطی کشور را در روزنامه ها و وبلاگ ها می دیدیم. شاید فکر کنیم که این همه، به دلیل سیاه نمایی (به قول بعضی ها) است. اما اگر برای یک بار هم شده، بنشینیم و فکر کنیم؛ می بینیم حجم خبرهای خوب یا اتفاقات مطلوب در حوزه ی محیط زیست کشور بسیار کمتر از اتفاقات ناگواری بود که هر روز در گوشه ای از مملکت در حال وقوع بود. بگذریم از چگونگی این رویدادها و اینکه چرا رشد افسار گسیخته، و نه توسعه، که همیشه با محیط زیست متناقض بوده در کنار رهاشدگی محیط زیست از طرف مسوولان و بی تدبیری و ترجیح منافع آنی بر منافع آتی مدیران و متولیان امور، باعث حال و روزی شده که می بینیم؛ می خوانیم یا می شنویم و بی تفاوت از کنار آن ها می گذریم.
با ابتكار يك امريكايي ايراني تبار و در حركتي جهاني قرار است كه بسياري از وبلاگ هاي جهان در روز بيست و سوم مهرماه ۱۳۸۶ برابر با پانزدهم اكتبر ۲۰۰۷ ، مطلبي در مورد محيط زيست بنويسند. تا حال حاضر كه چهارده روز به اين زمان باقي است ۶۳۷۳ وبلاگ از سراسر جهان آمادگي خود براي شركت در اين اقدام را اعلام كرده اند. براي كسب اطلاعات بيشتر در اين مورد به جناب مهندس درويش ، يك پزشك و صفحه ی اختصاصی این اقدام مراجعه كنيد.
بالاخره بعد از گذشت بیش از یک هفته از انتشار نامهی کمیتهي دانشجویی انجمن جنگلبانی ایران در مورد ساخت جاده در جنگل خیرود توسط اهالی روستای کهنهده، اعضاي محترم شوراي اسلامي روستاي مذكور جوابيه اي را براي روزنامهي اعتماد ملي ارسال كرده اند. از آنجا كه متن كامل نامهي انجمن جنگلباني در اين وبلاگ منتشر شد بنده نيز به تبعيت از قانون مطبوعات جوابيهي آن اعضاي محترم را در اينجا درج خواهم كرد. گرچه جوابيهي منتشر شده در روزنامهي اعتماد ملي همهي آن چيزي نيست كه اعضاي محترم شورا براي روزنامه ارسال كرده اند و بنابه نوشتهي مسول سرويس محيط زيست روزنامه، قسمتهايي از آن حذف شده است. بنابراين در صورتي كه در آينده متن كامل اين جوابيه نيز فراهم شود با كمال ميل آن را منتشر خواهم كرد. تنها چند نكتهي كوچك ميماند:
اول: هدف از اين نامه، نه مردم روستاي كهنهده، بلكه متوليان دولتي و مسولين ادارهي جنگلها بودند و انتظار حركتي از طرف آن نهادهاي محترم ميرفت. در حالي كه تا حال حاضر كوچكترين حركتي از آنها ديده نشده است. به نظر ميرسد رهاشدگي عرصههاي منابع طبيعي توسط آنها حتي در عرصهي مطبوعات نيز حاكم گشته است.
دوم: ما در آن نامه، اتهام ناصوابي متوجهي اهالي محترم روستا نكرده و بلكه با آنها همدردي كرديم در حالي كه جوابيهي منتشر شده به گونهاي است كه انگارهي برداشت ناصحيح از طرف اهالي را در ذهن تداعي ميكند.
سوم: اطلاعات اظهار شده در آن نامه، بر اساس مدارك كتبي و مستندي است كه منبع آنها در انتهاي گزارش ذكر شده است و چون بنده نيز در تهيهي بخشي از آنها همكاري داشتهام اطمينان دارم كه بسياري از آن اطلاعات، از خود اهالي (مخصوصا افراد مسن و باتجربه)جمعآوري شده است و همينطور به گفته هاي آنان اطمينان دارم.
چهارم: اين جانب اميدوار است كه با انتشار جوابيهي مذكور، حركتي نيز از طرف دستگاههاي دولتي متولي، در اين زمينه صورت گيرد. از اين جهت اقدام اعضاي محترم شورا به دليل مطرح كردن برخي موارد قابل تقدير است.
پنجم: اين مطالب، نظرات كميتهي دانشجويي انجمن جنگلباني نيست و در صورتي كه اعضاي كميته تشخيص دهند؛ به دليل مطرح شدن برخي موارد در جوابيهي مذكور، اطلاعات بيشتري منتشر خواهد شد.
در نهايت متن جوابيه ارسال شده به روزنامهي اعتماد ملي به تاريخ سهشنبه سوم مهر ۱۳۸۵ را بخوانيد.