|
(گفتارهایی درباره ی طبیعت)
|
كهنهده را کساني که نمي شناسند مي توانند با نگاهي بر عکس روي جلد چاپ دوم کتاب بهره برداري جنگل دکتر ساريخاني در ذهن خود مجسم سازند. بلندمازوهاي سر به فلک کشيده، راشستانهاي همراه با خاس، زبانگنجشک، بارانک، کرب، کچف، سرخدار، پلنگ، خرس، مرال، شوکا، گراز و ساير نامهاي ديگري از طبيعت اين سرزمين که کمابيش با آنها آشنايي داريم. كهنهده داستاني جالب دارد و در انتظار فاجعهاي است از آنگونه که بر بسياري نقاط ديگر از منابع بيبديل اين سرزمين رفته است. اما اين بار مقصر اصلي اين رويداد نه مردم عادي و نه فرصت طلبان؛ بلکه بالاترين نهادهاي علمي و اجرايي منابع طبيعي در کشور يعني دانشکدهي منابع طبيعي دانشگاه تهران، سازمان جنگلها و مراتع و سازمان حفاظت محيط زيست هستند.
كهنهده روستايي است در قلب جنگلهاي آبخيز شمارهي 45، داراي حدود30 خانوار موقت که در اين سالها تنها در تابستان 7-8 خانواري براي گذراندن فصل تابستان و يا دامداري در آن ساکن ميشدند. روستا داراي هيچ گونه امکانات زير بنايي همانند مدرسه، برق، مخابرات، راه روستايي ماشين رو نبوده و فاصلهي آن با نزديک ترين راه ماشين رو در شرق روستا 4 کيلومتر است. اين مسير زيبا از ميان راشستان همراه با کوله خاس و بلوط ممرزستانهاي بيبديل ميگذرد و علاوه بر وجود لايههاي آبدار بر بستر آن، نيازمند احداث تاسيسات سنگين براي گذشتن از چندين درهي عميق است. اين روزها اهالي روستاي كهنهده مشغول احداث جادهاي براي اتصال آن به ساير نقاط اين سرزمين هستند. اما اين داستان چگونه آغاز شده است؟
داستان به روزهاي پاييز سال 1341 چند ماه قبل از ملي شدن منابع طبيعي بر ميگرددکه تا آن زمان سه سراي دامداري براي بهار و پاييزگذراني دامهاي دامداران خراجگذار فريدون باتمانقليج بوده است[1] در اين زمان عدهاي از اهالي روستاي اويل، در حاشيهي جنوبي جنگل خيرود در شرق نوشهر استان مازندران، به دليل افزايش جمعيت و روي دادن چند نزاع دسته جمعي، براي دستيابي به چراگاهي ديگر، منطقهي كهنهده را انتخاب ميکنند. با ملي شدن منابع طبيعي در زمستان سال 1341 هميشه بحث جلوگيري از گسترش روستا و جابجايي اهالي آن از طرف سازمانهاي متولي ادارهي امور جنگلها مطرح بوده است. پشتيبان اين رويكرد نيز تفكر علمي اساتيد دانشكده ي منابع طبيعي دانشگاه تهران بوده است كه استقرار دايمي اين روستاي جديد را تهديدي براي اين رويشگاه و زيستگاه منحصر به فرد مي دانسته اند. به گواه اهالي روستا حتي برابر مصوبهي کميسيون مادهي 56 قانون حفاظت و بهرهبرداري از جنگلها و مراتع در سال 1356 حکم تخليهي روستا با ميزان 12000 مترمربع مستثنيات صادر ميشود. اين فرايند با پيروزي انقلاب اسلامي و مسايل سالهاي اوليهي پس از انقلاب براي مدتي به تعويق مي افتد. اما دوباره در سال 1367 برابر اقدام جديد کميسيون مادهي 56 با در نظر گرفتن 50 هکتار مستثنيات براي اهالي روستا، بحث جابجايي كهنهده مطرح ميگردد که به دلايل مختلف از جمله كوتاهي سازمان جنگل ها و مراتع، منجر به نتيجهي قطعي نميشود. در سالهاي اخير با جدي شدن بحث خروج دامداران و جنگل نشينان پراکنده از جنگل، بارها مسالهي تخليهي روستاي كهنهده مطرح شده است. به گونهاي که در سال 1382 در يك طرح پژوهشي که به کارفرمايي سازمان جنگلها و مراتع و با هدف بررسي مسايل اجتماعي و اقتصادي قسمتي از آبخيز شمارهي 45 و آبخيز شمارهي 46 جنگلهاي شمال به دانشکدهي منابع طبيعي واگدار گرديد؛ يکي از مهمترين بخشهاي شرح خدمات آن مربوط به تعيين شاخصها و معيارهاي پايداري روستاها بوده تا بتوان ميزان پايداري سكونتگاههاي انساني حوزهي طرح را ارزيابي نمود. در اين مطالعه، از ميان 10 روستاي حوزهي طرح كه به وسيلهي شاخصها و معيارهاي اجتماعي، اقتصادي، زيربنايي و زيست محيطي ارزيابي گرديدند؛كهنهده ناپايدارترين روستا تشخيص داده شد. حتي در پاييز سال 1384 کميسيوني در ادارهي منابع طبيعي شهزستان نوشهر براي پيگيري اين مساله ايجاد گرديد که جلسات رسمي آن هيچگاه برگزار نشد. در سال 1385 نيز از طرف ادارهي کل منابع طبيعي نوشهر به اهالي روستا اعلام شد که با مشخص نمودن حدود مستثنيات خود، زمينه را براي مساحي آنها به منظور تعيين ميزان ما به ازاي لازم براي خروج خود مهيا نمايند. عليرغم انجام اين كار و پيگيري اهالي، اقدامي از طرف دستگاه متولي صورت نگرفت.
در واقع در تمام طول اين سالها، پشتوانهي علمي كافي براي تخليهي روستاي كهنه ده به عنوان اكوسيستمي منحصر به فرد از طرف استادان دانشكدهي منابع طبيعي وجود داشته است. به گونهاي كه اين منطقه قابليت افزوده شدن به يك پنجم امن البرز مركزي شمالي را داشته و اين ويژگي مهمترين عامل جلوگيري از روي دادن چنين حادثهي ناگواري بوده است. اکثر روستاييان خود نيز حاضر به تخليهي روستا به شرط دريافت ما به ازا بودند و سالها از خود صبوري نشان دادندٌ. متاسفانه کوتاهي از طرف سازمانهاي مسوول، از جمله سازمان جنگلها و دانشکدهي منابع طبيعي بوده است که با همهي اين فرصت سوزيها، امروزه اقدام به احداث جادهاي به دور از رعايت استانداردهاي فني در قلب اکوسيستمي ميگردد که به باور اين قلم، بيبديلترين بخش باقي مانده از جنگلهاي خزر و يکي از ارزشمندترين رويشگاهها و زيستگاههاي غني و چه بسا ذخيرهگاههاي ژنتيكي طبيعي در منطقهي حفاظت شدهي البرز مرکزي شمالي است و عواقب بعدي آن بههيچ وجه قابل جبران نخواهد بود.
بر همگان واضح است که به دليل نبود امکانات و همانند ساير روستاهاي ييلاقي منطقهي کجور، اهالي روستا قصد اسکان دايمي در كهنهده را ندارند. همهي اهالي روستا در حال حاضر داراي خانهي مسکوني در قسمتهاي جلگهاي شمال کشور هستند؛ بنابراين اضطرار تامين محل زندگي انگيزهي آنها براي ساخت جاده نبوده است. اما بوي سکرآور فروش زمين به ويلا نشينان و سرمايه داران، آنها را به سويي کشانده است که در صورتي که اقدامي فوري در اين مورد صورت نگيرد به دليل موقعيت استراتژيک روستا در قلب جنگلهاي منطقه و قرار گرفتن در بالادست زهکش اصلي آبخيز شمارهي 45 جنگلهاي شمال، آسيبهايي واقعا جبران ناپذير همانند تخريب رويشگاههاي جنگلي، كاهش تنوع زيستي، ويلا سازي، ناامني منطقه براي حيات وحش، گسترش روستا و به تبع آن شهر سازي و تجاوز به عرصههاي ملي، معضل زبالههاي انساني و ... همانند ساير مناطقي که با چنين معظلي گرفتار شدهاند؛ به بار خواهد آمد. اين همان فرايندي ست كه كلاردشت را از يك منطقهي طبيعي شكوهمند، به مجموعهي درهمتننيدهي ويلاها و شهركهايي بدون ملاحظات زيستمحيطي تبديل نموده و امروزه كجور را در معرض تهديدي جدي قرار داده است.
با اين خلاصه از اين فاجعهي در حال وقوع، و در حالي که برابر فتواي رهبر انقلاب هر گونه تجاوز به عرصهي جنگلها، به عنوان نمونهاي از انفال بالفطره احياء و متعلق به جامعهي اسلامي، نمونهي بارز از غصب محسوب ميگردد؛ هدف نگارندگان از بيان اين مساله مقصر جلوه دادن اهالي روستاي كهنهده نيست بلکه مسالهي اصلي در اينجا سهل انگاري و ناکارآمدي متوليان و مسوولان منابع طبيعي، از جمله دانشکدهي منابع طبيعي كه از سال 1343 به عنوان مجري اين بخش از جنگلهاي آبخيز شمارهي 45، متولي ارايهي الگوهاي علمي و پايدار مديريت جنگل بوده ولي تاكنون هيچگونه اقدامي انجام نداده؛ در تمام طول اين سالهاست. روستاييان با سالها صبوري و تحمل سختيهاي ناشي از نبود راه، از خود حسن نيت نشان دادهاند اما دريغ از اقدامي براي حل اين مشکل.
با اين وصف هنوز دير نشده است و ميتوان با همكاري و همراهي سازمانهاي مسول از جمله دانشكدهي منابع طبيعي دانشگاه تهران، سازمان
كميته ي دانشجويي انجمن جنگلباني ايران
علاقه مندان براي کسب اطلاعات بيشتر مي توانند به منابع زير مراجعه نمايند:
- نورزاد مقدم محسن، بررسي رايطهي بين جنگل خيرود و روستاهاي بالادست (كهنهده، کليک، برکن)، پايان نامه براي دريافت درجهي کارشناسي ارشد جنگلداري، دانشکدهي منابع طبيعي دانشگاه تهران، 1384.
- دانشکدهي منابع طبيعي دانشگاه تهران، بررسي مسايل اجتماعي اقتصادي قسمتي از آخيز 45 و آبخيز 46 جنگلهاي شمال، طرح پژوهشي سازمان جنگلها و مراتع کشور، 1386.
[1] - این مساله از روی عکسهای هوایی سال 1334 منطقه نیز قابل دست یابی است.
[2] - به عنوان مثال در حال حاضر 6 نفر از اهالی روستا در جنگل خیرود مشغول به کار هستند
علاوه بر انتشار متن نامه ما قصد داریم با همراهی دوستان دیگر این مساله را پیگیری کنیم. همچنین در اینجا تعدادی از عکس های جاده سازی غیرفنی در این منطقه ی رویایی را می توانید ببینید. كه لازم است در اينجا از دوستان عزيزي تشكر كنم كه با اينكه اهالي روستا، براي جلوگيري از درز خبر، هر گونه ورود به منطقه را كنترل مي كردند و به شدت با عكاسي و فيلمبرداري برخورد مي كردند، خطر را به جان خريدند و اين عكس ها را تهيه كردند. باز هم اضافه كنم كه اهالي در حال امحاء آثار باقي مانده از عمل هستند.






